۱۳۸۶ مرداد ۲۰, شنبه

فکر کردی نخالگی به همین کشکی هاست؟ نه آقاجون هزار جور فوت و فن داره. فکر کردی همین طور الکی سرتو می ندازی پایین میای می گی من نخالم همه می گن بفرما؟ عمرا! هیچ می دونستی اتحادیه ی نخالگان وجود داره؟ هیچ می دونستی یک دوره ی آموزشی به همراه امتحان کتبی و عملی باید بگذرونی تا بهت گواهینامه ی نخالگی بدن؟ تو این دوره و زمونه هر چیزی حساب و کتاب داره. یاید خیلی تمرین کنی. اول از همه اینکه نباس هیچ روزی زود تر از دوازده از خواب بیدار شی. این باعث می شه وقتی چرخ زندگی در حال چرخشه تو در خواب غفلت باشی. اینه که باهاس بلکل قید کارهای ادرای رو بزنی. نه می تونی اداره بری کارکنی نه می تونی اگه کارت به یه اداره ای گیر کرد بری راش بندازی. در طول روز نباید بیشتر از یک کار انجام بدی. مثلا می گی امروز می رم بانک. ساعت نه ساعت می ذاری ولی یازده و نیم بیدار می شی. نا دوازده و نیم ول می چرخی. بعد هول هولی می ری بانک و ساعت ده دقیقه به یک می رسی. تا پنج دقیقه به یک منتظر می شی و می بینی پنجاه نفر جلوت هستن و بانک هم ساعت یک می بنده. به خودت می گی فردا یک ربع زود تر بیدار می شم و رات رو می کشی می ری. بقیه ی روز می شینی دیوار رو نیگاه می کنی. فردا یک ربع زود تر می یای و وقتی نوبتت می شه می بینی دفترچه حسابتو جا گذاشتی و اینطوری می شه که یک هفته ی تموم کارت می شه رفتن به بانک. پنجشنبه ها با دوستات دور هم جمع می شین و تا خود صبح الواتی می کنین. دم صبح بالاخره صابخونه خوابش می بره و شما هم جور و پلاستونو جمع می کنین و بدون اینکه بیدارش کنین می زنین بیرون. صاف می ری خونه و تا هفت شب جمعه می گیری می خوابی. بعد پا می شی و تا چهار صبح شنبه تلویزیون نیگاه می کنی. اونوقت می گیری می خوابی و تا دو بعد از ظهر شنبه خوابی. اینطوری یک هفته ی دیگه نخالگی رو آغاز می کنی. فکر نکن کار ساده ایه. خیلی احتیاج به تمرین داره. بعضی ها یک عمر جون می کنن و نمی تونن بیشتر از نه صبح بخوابن. بعضی ها از زل زدن به دیوار خسته می شن و خلاصه بعضی ها هم در اثر تماشای زیادی تلویزیون ماتحتشون درد می گیره. احتیاج به پایداری هست. نباید زود ببری. ولی خدایی وقتی گواهی گرفتی دیگه از هفت دولت آزادی. می تونی تا لنگ ظهر بخوابی، در تمام طول روز بشینی به دیوار زل بزنی و تمام آخر هفته رو به الواتی و خواب بگذرونی. خلاصه اینکه حالشو می بری.